خرید بک لینک
بعد از یه مدت طولانی دوباره سلام....

خیلی مهمه که آدم یه مدت وقت بزاره و بفهمه چه طور آدمیه! از چه چیزایی خوشش میاد یا چه چیزایی عصبانیش میکنن!
یه ایده ی کلی از این که کی هستیم داشته باشیم! این که چه چیزایی ما رو از بقیه متمایز میکنه! کدوم اخلاقامون مثل بقیه س! و تمام این چیزا...
یه طوری که اگه یه روز کسی ازمون پرسید تو اصن کی هستی؟ یا در مورد خودت بگو! هاج و واج نمونیم و تمام فلسفه ی وجودیمون زیر سوال نره! این طوری که بتونیم بگیم من یه آدم خاصی هستم چون ...
از فرع مطلب که بگذریم میرسیم به اصلش! وقتی که فهمیدم باید به یه تعریف ار خودم برسم همه چیز سخت شد! قسمت سختش اینجاس! آدم ممکنه یه چیزایی در مورد خودش فکر کنه که کاملا غلطن! هیچ وقت نمیدونیم کدوم یکی از فکرامون درباره ی خودمون درستن و کدوما غلط! خیلی وقت پیش که به این سوال برخوردم فکر میکردم جوابش خیلی سادهس! از دوستات میپرسی! اونا میتونن دقیقا بگن که چه جور آدمی هستی ولی الان که فکر میکنم واقعا دوستامم نمیدونن! ممکنه تصورایی راجع به من داشته باشن که کاملن غلطه! (ثابت شده اصن!) این که چطوری به این تصورا رسیدن و چرا غلطه میتونه کلی دلیل داشته باشه... ممکنه تمام کارای منو دلیل بر یه ویژگی بزارن که من موقع انجام دادن اون کارا به کل هدف دیگه ای داشتم! خیلیا هستن که اگه نظرشونو 6ماه پیش راجع به من میپرسیدین 180درجه با نظر الانشون فرق داشت! بعضیا مثبت شدن و بعضیا منفی.

الان سوالتون میتونه از من این باشه که پس چطوری میخوای خودتو تعریف کنی؟ اگه نه حرف خودتو قبول داری نه دوستات! جوابی ندارم راستش! یه سری ایده دارم که خیلی محکم نیستن! میشه با یه استدلال منطقی اون ایده ها رو تو ذهنم از بین برد! و بعدش دیگه هیچ تعریف قوی ای ندارم! فکر می کنم آدم هیچ وقت درست نمیتونه بگه کیه! حتی خودش!

نمیگم هیچیو نمیشه راجع به خودمون بدونیم! بعضی ویژگی ها واضحن! این که من موسیقی دوست دارم یا کتاب خوندن چیزای واضحین! تا 100 سال دیگه هم واسهم دلیل و برهان بیارین که نه دوست نداری! خودم میدونم که دارم! منظورم از حرفام چیزای ریزتر و به مراتب (به نظر من) مهمتر بود. صفتایی که آدما به هم دیگه نسبت میدن! مهربونی، زرنگی، ...

به هر حال تا وقتی که کسی نظرمو راجع به خودم عوض نکنه به این چیزایی که خودم بهشون رسیدمو قبول میکنم (فقط اونایی که خودم گفتم! هنوزم ترجیح میدم تا وقتی حرف بقیه واسهم ثابت نشده -حتی راجع به خودم- قبولشون نکنم).

مهم اینه که آدم واقعبین باشه و اون چیزایی که از خودش میبینه -خوب یا بد- رو قبول کنه! نمیخوایم خودمونو گول بزنیم! اون چیزی که فکر میکنین درسته رو قبول کنین!

گاهی، بعضی چیزا رو بدون اثبات باید قبول کرد! تا زمانی که خلافشون ثابت شه...

پ.ن. جالبه که همه ی اینا از نوشتن صفحه ی درباره ی من شروع شد و اون صفحه هنوزم تقریبا خالیه!
پ.ن. بعدی. این پستو اون موقعی نوشته بودم که صفحه ی درباره ی من کاملن خالی بود! ولی اون موقع نشد منتشر کنم!
پ.ن. بعدی بعدی. پیش نویس این واسه 8 خرداد بوده!!!
پ.ن. بعدی بعدی بعدی. میدونستین اگه زبون ویندوزو عوض نکرده باشین و بخواین بنویسین "بعد" میشه fun ؟ همچین کشفایی میکنم!!
پ.ن. بعدی بعدی بعدی بعدی. نمیدونم چرا اومدم رو این پست! قصد داشتم کلا راجع به موضوع دیگه ای حرف بزنم... یهو چشمم به این افتاد ولی.
پ.ن آخری. یه گوشه از ذهنم داره داد میزنه که حرفات معنی نمیدن و ضد و نقیض حرف زدی! ولی بهش اهمیتی نمیدم و این پستو میزارم چون قبولش دارم! حتی اگه خودش، خودشو نقض کنه...

موفق و شاد باشین و سخت نگیرین :)

برچسب: واقع بینی,واقع بینی چیست,واقع بینی در زندگی,واقع بینی یعنی چه,واقع بینی در ازدواج,واقع بینی در نهج البلاغه,واقع بینی در قرآن,واقع بینی ویکیپدیا,واقع بینی قبل از ازدواج, نویسنده: نیکان اسماعیلی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 20:08

صفحه بندی