میدونین دلم چی میخواد؟
دلم دغدغه نداشتن میخواد! دلم میخواد چیزی برام مهم نباشه و همه چیز خودبهخود حل شه! میخوام نگران نباشم! میخوام وقتی برف با بارون میاد ساعت 2 شب برم بدون چتر بدوم فقط! میخوام مثل قدیما چند ساعت کتاب بخونم و واسم مهم نباشه که از اون کتاب امتحان دارم! میخوام این که بقیه راجع بهم چه فکری میکنن واسم مهم نباشه! میخوام تو یه دنیایی زندگی کنیم که آدما همدیگرو قضاوت نکنن! که هر لحظه نگران فکر مردم نباشم!.
میخوام همه چی حل شه! میخوام همه حوشحال باشن! نمیخوام دوباره کسی بیاد بهم بگه از زندگی خسته شده! نمیخوام ببینم آدمای دور و برم این قدر از همه چیز عصبانین! میخوام کمک کنم که زندگی همه بهتر شه ولی خوب حتی واسه خودمم خیلی کاری نمیتونم بکنم! و خوب اون قدری توسط بقیه روم حساب نمیشه که بتونم تاثیر خاصی رو زندگیشون داشته باشم.
نگرانی، عصبانیت، خستگی... همهی اینا آروم آروم دارن جای خوشحالی رو تو آدمایی که میشناسم میگیرن و آدمای جدیدی که باهاشون آشنا میشم هم از مرحلهی خوشحال زندگیشون گذشتن. از عبارت "مرحلهی خوشحال زندگی" خوشم نمیاد ولی همین طوره واقعا! 90% آدمایی که میشناسم همیشه این قدر خسته و بیحوصله نبودن! من همون آدمای قدیمو میخوام. حتی خود قدیممو میخوام با این که خیلی سعی کردم عوض نشم.
هیچی بد نیست و همهچی آروم میگذره! ولی همهچی میتونه خیلی بهتر باشه! به نظرم اون حالت ایدهآلی که آدما از اول باید زندگی میکردن نیست! حس میکنم یه جای راهو خیلی اشتباه رفتیم که دنیا به اینجا رسیده. همین!
چطوری زندگیتونو هندل میکنین؟ سوالم اینه واقعا...
سعی کنین خوش باشین! دنیا دو روز نیست خیلی طولانیه! خوش بودن بهتره واسه این همه مدت
برچسب:
نویسنده: نیکان اسماعیلی